مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 23 آذر ماه سال 1389
آداب ماه محرم
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 6:01 PM

● منبع: خبرگزاری - فارس - تاریخ شمسی نشر 26/10/1386
 
1- سزاوار است که حال دوستان آل محمد صل الله علیه و آله در دهه اول محرم تغییر نموده و در دل و سیماى خود، آثار اندوه و درد این مصیبتهاى بزرگ را آشکار نمایند.

2- خوب است که مقدارى از لذائذ زندگى را که از خوردن و نوشیدن و حتى خوابیدن و گفتن به دست مى آید، ترک نمایند و مانند کسى باشند که پدر یا فرزند خود را از دست داده است .

3- خوب است که روز تاسوعا و عاشورا، دیدار با برادران دینى را ترک کرده و آن روز را روز گریه و اندوه خود قرار دهند.

4- مستحب است که در دهه اول محرم ، هر روز امام حسین علیه السلام را با زیارت عاشورا زیارت نمایند.

5- سزاوار است که اگر مى توانند مراسم عزادارى آن حضرت را در منزل خود با نیتى خالص بر پا نمایند و اگر نمى توانند در مساجد یا منازل دوستانش به برپایى این مراسم کمک کنند.

6- شایسته است که هر روز مقدارى از اوقات خود را در مکانهاى عمومى به عزادارى بپردازد.

7- مستحب است که در آخر روز عاشورا، زیارت تسلیت را بخوانند.

8- یکى از اعمال مهم دهه اول ، دعاى اول ماه است و براى اینکه اول این ماه ، اول سال بوده و از طرف دیگر دعاهاى قبل از وقت نیز تاءثیر خاصى در برآورده شدن حاجات و رسیدن به امور مهم دارد؛ این دعا تاءثیر زیادى در سلامتى و دورى از آفات دینى و دنیایى آن سال و بهبودى حال و به دست آوردن نیکیها دارد.

9- بهتر است که در شب اول ، بعضى از نمازهایى را که در این شب وارد شده به مقدار حال و توانایى خود بخواند؛ حداقل دو رکعت نمازى را که شامل حمد و یازده بار قل هو اللّه احد است را بخواند. بعد از آن ، دعایى را که پیامبر صل الله علیه و آله بعد از این نماز خوانده است و در کتاب اقبال نقل شده را بخواند و فرداى آن روز را روزه بگیرد. در روایت آمده است کسى که چنین عملى را انجام بدهد مانند کسى است که به مدت یک سال کارهاى خوب انجام داده و تا سال آینده محفوظ خواهد بود.

10- مستحب است که روز سوم را روزه بگیرد. در روایت آمده است : حضرت یوسف علیه السلام در این روز از چاه خارج شد. و اگر کسى این روز را روزه بگیرد، خداوند مشکل او را برطرف نموده و سختیها را بر او آسان مى نماید.

11- روایت شده است : مستحب است که انسان تمام ماه را روزه بگیرد. و در مورد روزه روز تاسوعا و عاشورا روایت مخصوص داریم ، اما احتیاط این است که روز عاشورا را روزه نگیرد ولى از خوردن و آشامیدن تا عصر خوددارى نماید و آنگاه چیزى بخورد یا بیاشامد؛ به جهت این که امام حسین علیه السلام و یاران حضرت در عصر از غصه هاى این دنیاى پست رهایى یافتند.

12- از کارهایى مثل سرمه کشیدن و غیر آن ، بهتر است پرهیز شود.

13- مستحب است که شب عاشورا تا صبح پیش قبر امام حسین علیه السلام بماند.

14- از شیخ مفید رحمة اللّه روایت شده است که شب بیست و یکم محرم ، شب زفاف سرور تمام زنان جهان حضرت فاطمه علیه السلام است و به همین جهت روزه آن روز مستحب مى باشد.

15- مستحب است که در آخر ماه محرم محاسبه نفس ، استغفار و دعا براى اصلاح حال ، صورت پذیرد.

 
 

سه شنبه 23 آذر ماه سال 1389
محرم؛ عامل کاهش آسیبهای اجتماعی
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 6:00 PM

تهیه وتدوین وویرایش:محمدمهرافروزسردفتراسنادرسمی ومدیرگروه اینترنتی مهراملش
     
 روان شناسان، جامعه شناسان و مسئولان کشوری هر جامعه و کشوری در جست و جوی راه هایی برای افزایش ضریب امنیت اجتماعی و کاهش بزهکاری و آسیب های اجتماعی و نیز ایجاد بسترهای لازم برای هویت پذیری و جامعه پذیری از سوی نسل های نوجوان و جوان جامعه می باشند. به این معنا که افزایش ضریب امنیت اجتماعی جامعه و کاهش جرم و بزهکاری به عنوان مهم ترین دغدغه های مسئولان مربوط است؛ زیرا فقدان هر یک از اموری چون هویت پذیری و یا افزایش هرگونه بزهکاری همانند اعتیاد و شرارت می تواند جامعه و دولت را از سویی با بحران هایی چون بحران فقدان مشروعیت، کاهش همبستگی و اتحاد ملی و اجتماعی و همگرایی و در نتیجه بحران سیاسی و مشروعیت بین المللی (عدم شناسایی) و از سوی دیگر با بحران اجتماعی و فرهنگی و فقدان امنیت اجتماعی نماید. از این رو آنان همواره در این اندیشه و تفکر هستند که راهکارها و ساز و کارهایی را بیابند که موجبات افزایش ضریب امنیت اجتماعی وکاهش آسیب های اجتماعی را فراهم آورد. در این مقاله، نویسنده کوشیده است که علل و عوامل کاهش آسیبهای اجتماعی در محرم را بررسی کند. مطلب را با هم می خوانیم:

ادامه مطلب ...
چهارشنبه 17 آذر ماه سال 1389
◄ همیشه در محضر عاشورا
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 4:38 PM

● نویسنده: نعمت‌الله - مصباح‌الهدی 

● منبع: روزنامه - همشهری - تاریخ شمسی نشر 25/10/1386
 
 از نظرگاه قاطبه اندیشمندان و عاشورا پژوهان واقعه عاشورا یک پیش‌آمد صرف دینی و سیاسی نیست؛ بلکه نوعی راهبرد کلان اجتماعی، انسانی و بشری است که در لحظه به لحظه خود صیانت اخلاق، نفس و شرافت بشر را در ذهن هر انسان تصدیق می‌کند.

 

قیام عاشورا یک حرکت احساسی، هیجانی یا طمع‌ورزانه به جهت کسب و تصدی حکومت و ریاست نبوده بلکه زلزله‌ای مخرب  بود که بر جامعه حریص و طامع آن ایام فرود آمد و سبب ویرانی کاخ حکام سلطه دین‌نما و بیداری خواب دگماتیسم جماعت  دین‌ورز بی‌دین شد.

ادامه مطلب ...
چهارشنبه 17 آذر ماه سال 1389
◄ سوگوارى‏هاى محرم در ایران از آغاز تا انقلاب اسلامى (قسمت دوم‏)
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 4:36 PM

◄ مباحث تاریخى و فرهنگى عاشورا 
 

● منبع: خبرگزاری - فارس - تاریخ شمسی نشر 19/10/1386
 
 نمایش‏هاى غم‏انگیز

 

فردریک ریچاردز در شمار سیاحانى است که با داشتن مهارت فراوان در فن نقاشى و ذوق نویسندگى و شاعرى مشاهدات خود را با بیانى لطیف و دقیق در کتابى تحت عنوان یک مسافر ایرانى شرح مى‏دهد، او مى‏نویسد در ماه محرم، عزادارى در یزد با چنان شور و حرارتى برگزار مى‏شود که بعضى اوقات به یک اضطراب و التهاب مذهبى مبدّل مى‏گردد، در میدان یزد که مقابل مدخل اصلى بازار واقع شده، چوب بست بزرگى تعبیه گردیده که نماینده یک نوع تابوتى است به نام نخل که هر سال آن را با شال و آینه مى‏پوشانند، این دستگاه عجیب و غریب به وسیله صدها تن مرد، دور میدان حمل مى‏شود، این مردان در زیر نخل اجتماع مى‏کنند تا ثواب حرکت دادن آن نصیبشان شود. در طى مراسم محرم در ایران، سلسله‏اى از نمایش‏هاى غم‏انگیز در کوچه و خیابان به اجرا در مى‏آید که همه آنها با خاطره مصیبت بزرگى که در دهم محرم یا عاشورا اتفاق افتاده، پایان مى‏پذیرد. در روز عاشورا صحنه‏هاى زیادى به معرض نمایش گذاشته مى‏شود حرکت کاروان کوچک از مکّه و ورود آنها به کربلاو جنگیدن آنها و سرانجام شهادت و اسارت زن‏ها و کودکان امام حسین(ع) توسط هنرپیشگان در نهایت اخلاص نشان داده مى‏شود، قبل از این مراسم نوحه مى‏خوانند و عدّه‏اى به زنجیر زدن و سینه زنى مشغولند. البته در شهر یزد کمتر تعزیه برگزار مى‏شود اما احساسات مذهبى مردمان این دیار جدى‏تر از اغلب شهرهاى ایران است. مجالس وعظ و روضه خوانى احساسات مذهبى مردم را تحریک مى‏کند و موجب مى‏شود که آن‏ها در حالت هیجان و از خودبیخود شدن زنجیر بزنند.(1)

ادامه مطلب ...
چهارشنبه 17 آذر ماه سال 1389
◄ سوگوارى‏هاى محرم در ایران از آغاز تا انقلاب اسلامى (قسمت اول)
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 4:29 PM

◄ مباحث تاریخى و فرهنگى عاشورا 

● منبع: خبرگزاری - فارس - تاریخ شمسی نشر 19/10/1386
 
ارادت ایرانى به خاندانى نورانى‏

عزادارى براى خامس آل عبا و دیگر افراد خاندان عترت از شعائر ارزشمند مکتب تشیع مى‏باشد اصولاً این مذهب به دلیل روح حماسى موجب ترویج دین مبین و نشر فرهنگ ارزشى گردید. زیرا مبارزه‏اى سخت را در دو عرصه پى گرفت یکى نبرد با جهل و جمود و خمود و دیگرى ستیز با ستم و بى‏داد، سیره معصومین(ع) ما را بدین حقیقت هدایت مى‏کند که اصل قیام و نهضت مقدّس امام حسین(ع) براى زنده کردن اسلام بوده است، اسلامى که مى‏رفت براثر کارنامه منفى زمامداراى گروهى نالایق و ستمگر به بوته فراموشى سپرده شود، این حرکت معنوى موانع رشد و شکوفایى دیانت را از میان برداشت. بدیهى است براى زنده ماندن این قیام و تزریق روح ایثار و حماسه به انسان‏ها اقامه عزا براى آن حضرت و گریه در برابر مصائب امام حسین(ع) و یارانش مى‏باشد، در نتیجه مراسم سوگوارى حافظ اسلام هم مى‏باشد علاوه بر این که در محافل و مجالسى که بدین مناسبت برپا مى‏گردد مردم با حقایق دینى آشنا شده و بر اثر تبلیغات وسیع و گسترده‏اى که توأم با این مراسم صورت مى‏گیرد آگاهى عموم مردم افزایش پیدا کرده و ارتباطشان با معارف معنوى قوى‏تر مى‏گردد و نهاد فضیلت در اعماق وجودشان روئیده مى‏شود.

ادامه مطلب ...
پنجشنبه 17 تیر ماه سال 1389
بی تو تمام زندگیم در عدم گذشت
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 8:05 PM
http://s3.amazonaws.com/scrnshots.com/screenshots/47220/emammahdi.jpg


سا عات عمر من همگی غرق غم گذشت


دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

مانند مرده ای متحرک شدم بیا

بی تو تمام زندگیم در عدم گذشت

می خواستم وقف تو باشم تمام عمر

دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت

مولا شمار درد دلم بی نهایت است

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

 

اللهم عجل لولیک الفرج


پنجشنبه 17 تیر ماه سال 1389
چشم خدا
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 8:02 PM


سلام بر چشم خدا
آن دم که با خدا نجوا می کند و آنگاه که قطرات اشک بر گونه ی مبارکش بوسه می زنند


مولا جان : هر چند آمدنت حتمی است ، من اما در هراس نبودن خویشم ...
کاش نسیم، عطر نفسهایت را به غربتم برساند.
تو را ای گل همیشه بهار سلام میگویم و باز چشم میدوزم به راه آمدنت ...
ولی شرمساریم از انتظار ...

_______
_____
__


برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دل بیقرار کافی نیست
خودت دعایی کن ای نازنین که برگردی
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست


اللهم عجل لولیک الفرج

سه شنبه 4 اسفند ماه سال 1388
نهج البلاغه کتاب مدیریت اسلام وتشیع
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 7:06 PM

www.jahad120.persianblog.ir نهج البلاغه کتاب مدیریت اسلام وتشیع

جمعه 18 دی ماه سال 1388
نظریه پایان تاریخ و نسبت آن با آخرالزمان
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 11:01 AM

نظریه پایان تاریخ و نسبت آن با آخرالزمان ● منبع: سایت - باشگاه اندیشه این جامعه آرمانی، سه خصوصیت و ویژگی دارد که همه ادیان ابراهیمی همینطور فرق و مذاهب اسلامی در آن اتفاق نظر دارند: 1. در دوره آخرالزمان بشر متنعم از مواهب طبیعی دنیا می‏شود. 2. در آن دوره، برخوردری انسانها از مواهب، عادلانه خواهد بود. 3. بشر به مرحله‏ای از رشد و تکامل خواهد رسید که به معرفت خداوند راه پیدا خواهد کرد و این زمان، دوره ظهور ولایت الهی و امر الهی در زمین و دوره وجود بلوغ معنوی بشریت است. آخرالزمان، از دو منظر سیرطبیعی مرحله‏ای از مراحل زندگی بشر، و همینطور از دید فلسفه تاریخ مورد تحلیل قرار گرفته است. زیرا فلسفه تاریخ، تاریخ را به عنوان یک واقعیت به هم پیوسته می‏بیند و آنرا تحلیل می‏کند. تحلیل و تعلیل تاریخ و بررسی آن و تبیین آینده بشر به طور عام، مورد توجه فلاسفه و متفکرین و ادیان مختلف قرار گرفته است. فلاسفه و متفکرین غربی به دنبال ره یافت‏هایی خود از آینده، مطالعات اساسی را در این خصوص به انجام رسانده‏اند. ویژگی شناخت آنها از آینده اولاً معطوف به عمل و عموماً موضع‏گیری عملی غرب را تبیین کرده است. و ثانیاً این نظریات، ناشی از نظریه‏های علمی‏اند که ناشی از فلسفه غرب بوده و مکانیزم‏ها را نیز مورد توجه قرار داده است. ثالثا این که نظریات پایان تاریخ اندیشه‏هایی هستند که ناظر به حرکت و جریان کل تاریخ بوده و آن را از نقطه آغاز تا فرجام مورد مطالعه قرار می‏دهد. و در این میان به مراحل سیر آن توجه دارد. بنابراین، پایان تاریخ از دیدگاه این دسته از متفکرین غرب عبارت است از آن مرحله کامل حرکت اجتماعی بشر در هنگامی که به جامعه آرمانی و ایده‏آل خودش دست پیدا می‏کند. که از رایج‏ترین این نظریات، همان نظریه‏ای است که لیبرال دمکراسی غرب را، فرجام تاریخ و مرحله پایانی آن می‏داند. حال باید دید تفاوت بین چنین فلسفه‏ای (ایده پایان تاریخ)، با اندیشه آخرالزمان در چه بوده و یا چه رابطه‏ای بین اندیشه آخرالزمان و این ایده می‏تواند وجود داشته باشد؟ فلسفه تاریخ از دیدگاه ادیان ابراهیمی دارای چند ویژگی است: 1. از نظر این ادیان، کل عالم مخلوق خداوند است 2. خداوند ربّ عالم است؛ یعنی تکامل عالم به ربوبیت الهی بسته است. 3. انسان در حرکت خودش اراده و اختیار دارد؛ در نتیجه می‏تواند خود را عبد و بنده خداوند قلمداد کند و یا در مقابل خداوند کبر بورزد و بر این اساس است که کفر و ایمان و یا طاعت و عصیان شکل می‏گیرد. 4. جریان ایمان و کفر، دو جریان در حال تکامل و رشدند؛ یعنی عبودیت و بندگی خداوند به دنبال توسعه خودش است؛ چنانکه کفر هم به دنبال توسعه و رشد نهایی خویش است و بر اساس هر دو جریان، ایمان و کفر خودشان را نظام مند می‏دانند. در نظام مؤمنین محور انبیاء و استمرار خط امامت است، در حالی که در نظام کفر طواغیت و شیطان، محور قرار گرفته‏اند. این دو رویکرد، دو جریان تاریخی است که در همه زمانها در تعارض بوده‏اند. در آخرالزمان درگیری بین کفر و عبودیت و بندگی خدا بدین گونه است که کفر به آخرین تلوّن خودش رسیده است و در حقیقت، شیطان دیگر و تلوّنی نخواهد داشت و این، دوره پایانی دنیای کفر است. بنابراین می‏توان گفت: در آخرالزمان، 1. کفر به اوج اقتدار و نهایت تکامل خودش می‏رسد. 2. بشر در درک توحید و بندگی خداوند رشد قابل توجهی می‏یابد. و در نتیجه کبر آدمی، نسبت به خداوند برداشته شده و انسانها به نور و حیات و ثبات و امنیت می‏رسند. و همچنین تنعم و رفاه به معنی صحیح خودش تحقق می‏یابد و عدل کلی در همه شئون حیات و در مسیر خودش قرار می‏گیرد.

شنبه 22 فروردین ماه سال 1388
سلام برلبان تشنه حسین
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 6:35 PM

چهارشنبه 5 فروردین ماه سال 1388
السلام علی یااباعبدالله الحسین علیک السلام یا مولانا
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 3:29 PM

چهارشنبه 5 فروردین ماه سال 1388
سلام دوستان ...عیدتان مبارک باشه
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 3:27 PM

شنبه 3 اسفند ماه سال 1387
اشاعه بی‌بندو باری و حرمت شکنی در برخی فیلم‌های جشنواره فجر!!
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 4:55 PM

جشنواره فیلم فجر در سال جاری در کنار تمام اتفاقات ریز و درشتی که داشت، از یک نظر متفاوت از جشنواره‌های دیگر بود ، به شکلی که پس از پایان جشنواره، برای اولین‌بار در دوران مدیریت دولت نهم، مقامات نظامی به اظهار نظر منتقدانه درباره آن پرداختند.

در همین زمینه سردار «خادمی» معاون هماهنگ‌کننده بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس دیروز در اظهارنظر تندی در این باره به فارس گفته است: متاسفانه تعدادی از فیلم‌های نمایش داده شده در بیست‌وهفتمین جشنواره‌ فیلم فجر که بعضا نامزد دریافت نشان سیمرغ هم شده‌اند، حرمت‌شکنی در موضوعات اجتماعی به‌ویژه خانه و خانواده را آغاز کرده و با جسارت و احساسی رضایتمندانه، بی‌بندو‌باری، فساد اخلاقی و رابطه‌های مشکوک و نامشروع را با ادبیات غربی به آحاد جامعه اسلامی و زوج‌های جوان القاء می‌نمایند و به تعبیر دیگر مصداق آشکار تهاجم فرهنگی گردیده‌اند.» او خواستار جلوگیری از حرمت‌شکنی و اشاعه بی‌بندو باری در برخی فیلم‌های جشنواره فجر شد.

او همچنین اضافه کرده است که گویا برخی از این هنرمندان، رسالتی جز ترویج بی‌دینی، اباحه‌گری، عشق‌های چند‌وجهی و «لیلی‌ مال همه» را ندارند و ماموریت دارند تا از طریق خط‌ قرمز‌شکنی و برجسته‌نمودن مصادیق فساد و ابتذال، شهرتی کسب کرده و ضمن کسب منافعی چند، سیمرغی را نیز شکار کنند».

سردار خادمی همچنین به این مسئله اشاره کرده که کارشناسان و مدیران محترم حوزه سینمای کشور و داوری‌های فنی و متعهدانه نیز نبایستی از ابتدا اجازه تولید و اکران فیلم‌هایی با چنین مضامینی را بدهند و ساحت هنرمندان بی‌شماری را مخدوش سازند که همواره تلاش و تفکر هنری خویش را مصروف تبیین و تجلی جلوه‌های امیدوار‌کننده اجتماعی و فرهنگی میهن اسلامی می‌کنند.

چند روز قبل نیز معاون فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستادکل نیروهای مسلح در خصوص نقش موسیقی، عکس و فیلم در پیشبرد اهداف و ارزش انقلاب گفته بود: «در جامعه دینی ایران اسلامی، چنانچه هنر در خدمت ابتذال قرار گیرد، چه دانسته و یا ندانسته، باید با آن برخورد شود. رژیم‌های سکولار نیز اجازه نمی‌دهند ارزش‌هایشان به مسخره گرفته شود، معذلک این پدیده زشت هر از چندگاهی در عرصه به اصطلاح هنر ایران خودنمایی می‌کند».

سه شنبه 1 بهمن ماه سال 1387
کتابخانه عاشورا
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 8:09 PM

معرفی بیشتر کتابهایی که درباره امام حسین علیه السلام و حادثه عاشورا نوشته شده است در این بخش آمده است :

عربی :

ائمتّنا ( ج 1 ) نوشته علی محمد دُخیّل

ابصار العین فی انصار الحسین علیه السلام نوشته محمد بن طاهر سماوی

ابوالشهداء نوشته عباس عقّاد

الامام الحسین علیه السلام نوشته عبدالله العلائلی

الامام الحسین بن علی الشهید نوشته عبدالودود الامین

الامام الحسین فی حلة البرفیر نوشته سلیمان الکتانی

انصار الحسین علیه السلام نوشته محمد علی عابدین

انصار الحسین علیه السلام نوشته محمد مهدی شمس الدین

اسرار الشهادة نوشته فاضل دربندی

بحار الانوار ( ج 44 – 45 ) نوشته علامه مجلسی

ثورة الحسین علیه السلام نوشته محمد مهدی شمس الدین

ثورة الحسین فی الوجدان الشعبی نوشته محمد مهدی شمس الدین

الحسین ، فی طریقة الی الشهادة نوشته علی بن الحسین الهاشمی

الحسین و بطلة کربلا  نوشته محمد جواد مغینه

حیاة الامام الحسین بن علی نوشته باقر شریف القرشی

الخصائص الحسینیه نوشته شیخ جعفر شوشتری

علی طریق کربلا نوشته محمد حسین فضل الله

کتاب العاشورا نوشته هادی المدرّسی

اللهوف نوشته سید بن طاووس

نفس المهموم نوشته شیخ عباس قمی

نهضة الحسین نوشته سید هبة الدین شهرستانی

فارسی :

الفبای فکری امام حسین علیه السلام نوشته محمد رضا صالحی کرمانی

بررسی تاریخ عاشورا نوشته محمد ابراهیم آیتی

پرتوی از عظمت حسین علیه السلام نوشته لطف الله صافی

پیامهای عاشورا نوشته جواد محدثی

پیشوای شهیدان نوشته سید رضا صدر

چشمه خورشید نوشته مجموعه مقالات کنگره امام خمینی و فرهنگ عاشورا

حسین بن علی را بهتر بشناسیم نوشته محمد یزدی

حسین ، پیشوای انسانها نوشته محمود اکبر زاده

حماسه حسینی نوشته شهید مطهری

خون خدا نوشته جواد محدثی

درسی که حسین علیه السلام به انسانها آموخت نوشته شهید هاشمی نژاد

سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا  نوشته صادق نجمی

سوگنامه آل محمد نوشته محمد محمدی اشتهاردی

شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی نوشته محمد علی مجاهدی

عنصر شجاعت نوشته خلیل کمره ای

فرهنگ عاشورا نوشته جواد محدثی

قمقام زخّار نوشته فرهاد میرزا

قیام جاودانه نوشته محمد رضا حکیمی

 منتهی الآمال نوشته شیخ عباس قمی

منهاج الدموع نوشته قرنی گلپایگانی

مقتل الشمس نوشته محمد جواد صاحبی

 مرثیه ای که نا سروده ماند نوشته پرویز خرسند

ناسخ التواریخ نوشته سپهر

الوقایع و الحوادث ( محرم ) نوشته محمد باقر ملبونی

یک شب و یک روز عاشورا نوشته خلیل کمره ای

لازم بذکر است که کتاب های دیگری نیز در این زمینه موجود می باشد ، که در این بخش نیامده است .

پایگاه اطلاع رسانی چهارده منتخب

سه شنبه 1 بهمن ماه سال 1387
پیدایش شفق سرخ بعد از شهادت حسین
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 8:08 PM

روایت است از ابن عباس که سرخی شفق ، از روزی دیده شد و پدید آمد که امام حسین علیه السلام شهید شد و آسمان در شهادت او خون گریست و از آن پیش تر ، این رنگ سرخ در افق دیده نشده بود .

گریست در غمت زمان ، به خون نشست آسمان   شب و سیاه پوشی اش شد آیت عزای تو

رنگین شدن افق ، از جمله نشانه های دیگری است که در روایات پس از حادثه کربلا بوجود آمد . از امام محمد باقر علیه السلام روایت است که آسمان در شهادت حضرت یحیی و حضرت حسین علیه السلام سرخ شد .

این شفق سرخ کز افق شده پیدا                پرتو سیمای سرخ فام حسین است . 

پایگاه اطلاع رسانی چهارده منتخب

سه شنبه 1 بهمن ماه سال 1387
شهادت
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 8:07 PM

در فرهنگ قرآنی ، از شهادت با تعبیر " قتل فی سبیل ا... " یاد شده است . این نکته در آیه 154 سوره بقره و آیه 111 سوره توبه ، به خوبی قابل مشاهده است . فدا کاری و از جان گذشتن در راه خدا و دین ، نهایت رستگاریِ انسان مؤمن می باشد و آنان که جان خویش را بر سر دین می نهند ، هم به کامیابی ابدی در آخرت می رسند ، هم شهادتشان سر چشمه الهام و الگوی فداکاری برای دیگران محسوب می شود . نخستین شهید اسلام " سمیه " مادر عمّار یاسر بود که با نیزه ابو جهل در زیر شکنجه به شهادت رسید .

در علت نام گذاری چنین مرگی به شهادت گفته اند : یا بدان علت است که فرشتگانِ رحمتِ خدا  در صحنه شهادت حضور می یابند ، یا بدان سبب است که خدا و رسول او ، به بهشتی بودن شهدا گواهی می دهند . یا اینکه شهید در قیامت ، همراه انبیا بر اُمت های دیگر گواهی می دهد یا اینکه شهید زنده ، زنده و حاضر است .

فیض شهادت ، چنان ارزشمند است که اولیا دین همواره از خداوند ، آرزوی آن را داشته اند . رسول خدا (ص) فرمودند : بالا تر از هر خوبی ، خوبی دیگری است ، تا آنکه انسان در راه خدا کشته شود . پس چون در راه خدا کشته شد ، بالاتر از آن ، خوبی نیست .

در احادیث است که : شهادت برترین مرگ است .قطره خون شهید ، نزد خدا از بهترین قطرات است . شهادت موجب آمرزش گناهان می شود . شهید از سؤال قبر مصون است و فشار قبر ندارد و در بهشت با حوریان هم آغوش است . شهید حق شفاعت دارد . شهدا اولین کسانی اند که وارد بهشت می شوند و همه به مقام شهیدان غبطه می خورند .

در مکتب خاندان وحی ، شهادت مطلوب و معشوق آنان است و امامان ، یا مقتول و یا مسمم بوده اند و مرگشان شهادت بوده است . گرچه جان ائمه و اولیاء خدا و بندگان خالص ، عزیز است ، ولی دین خدا ، عزیز تر است . بنابراین جان باید فدای دین گردد تا حق ، زنده بماند و این ، همان " سبیل الله " است .

شما راه خدا را باز کردید    شهادت را شما آغاز کردید

به خون خفتید ، تا آیین بماند    فدا کردید جان ، تا دین بماند

در دوران امام حسین علیه السلام شرایطی پیش آمد که جز با حماسه شهادت نمی شد مردم در خواب خفته را بیدار کرد و باطل را نابود کرد ، تا حق بماند .

کسی می تواند به مقام شهادت برسد که رشته های علایق جسمانی و حیات مادی را گسسته باشد و عشق به حیات برتر ، او را مشتاق شهادت سازد . گذشتن از این موانع و رسیدن به آن وارستگی ها ، ایمانی والا را می طلبد و به همین جهت است که شهادت ، نزدیک ترین راه و میان بُر ترین راه برای رسیدن به خدا و بهشت است .

غیر از کشتگان در راه جهاد کسانی دیگر نیز طبق روایات شهید محسوب می شوند : کسی که در دفاع مال ، جان ، شرف ، ناموس خود و برای احقاق حق کشته شود یا کسی که در مهاجرت در راه خدا جان سپارد یا آنکه با ایمان کامل و با محبت اهل بیت و در غربت مرگش فرا رسد یا زنی که هنگام زایمان ، جان سپارد یا آنکه در راه عمل به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر کشته شود . ایشان همگی شهید هستند و بهشت بر آنان گوارا باد .

امام حسین علیه السلام :

لا ارَ المَوتَ اِلّا سَعادةً وَ الحَیاةَ مَعَ الظالمین الّا بَرَماً

اللّهمَ ارزُقنا تَوفیقِ شَهادتِ فی سبیلک ...

پایگاه اطلاع رسانی چهارده منتخب

سه شنبه 1 بهمن ماه سال 1387
کتاب فرهنگ عاشورا
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 8:06 PM

درباره نهضت کربلا ، تاکنون آثار زیادی نوشته شده است اما در این باره هرچه نوشته شود باز هم کم است . یکی از کتابهای بسیار خوب در این زمینه کتاب فرهنگ عاشورا می باشد که آقای جواد محدثی با تحقیقات فراوان این کتاب را بصورت فرهنگ نامه نوشته است .

هدف از تدوین این فرهنگ نامه ، آن بوده است که یک مجموعه یک جلدی ، فشرده  و کاربردی در اختیار خوانندگان باشد ؛ این کتاب ، حاوی لازم ترین دانستنیها پیرامون حادثه کربلا  است و اگر شما در مراسمی نام یک نفر یا یک چیز در رابطه با کربلا را شنیدید می توانید به این کتاب مراجعه کرده و درباره آن بخوانید ؛ برای مثال نام شَبَث بن رِبعی را در جایی شنیدید به صفحه 261 این کتاب رفته و در آنجا می خوانید که : فرمانده نیروهای پیاده عمر سعد در کربلا . وی از طایفه بنی تمیم و از جمله کسانی بود که به حسین بن علی علیه السلام برای آمدن به کوفه نامه نوشت الی آخر .

لا ار الموت الا سعاده ؛ این موضوع هم در صفحه 419 کتاب فرهنگ عاشورا به چشم می خورد و در این باره توضیح داده شده است .

این نکته را هم لازم به ذکر می دانم که از این کتاب با ارزش مطالبی در رابطه با کربلا و عاشورا در این وبلاگ نوشته شده است .

در پایان از آقای جواد محدثی ، نویسنده خوب کتاب فرهنگ عاشورا بسیار تشکر می کنم و برای ایشان از خدای بزرگ ، موفقیت در زندگی و عاقبت به خیری در کارها و عمر گران بهایشان را خواستارم .

پایگاه اطلاع رسانی چهارده منتخب

سه شنبه 1 بهمن ماه سال 1387
گریه بر امام حسین علیه السلام با هر وسیله
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 8:05 PM

مرحوم حاجی نوری نکته ای را در کتاب لؤلؤ و مرجان ذکر کرده است و آن این که عده ای گفتند موضوع امام حسین و گریه بر او، ثوابش آن قدر زیاد است که از هر وسیله ای برای این کار می شود استفاده کرد. یک حرفی امروزی ها در مکتب "ماکیاول" در آورده اند که می گویند هدف، وسیله را مباح می کند؛ هدفت خوب باشد، وسیله هرچه شد، شد! گفتند ما یک هدف مقدس و منزه داریم و آن این است که گریستن بر امام حسین کار بسیار خوبی است و باید گریست. به چه وسیله بگریانیم؟ به هر وسیله که شد! هدف که مقدس است، وسیله هرچه شد، شد. اگر تعزیه در آوریم، تعزیه های اهانت آور، درست است یا نه؟ گفتند اشک جاری می شود ... 

--------------------------- 

مرحوم حاجی نوری نکته ای را در کتاب لؤلؤ و مرجان ذکر کرده است و آن این که عده ای گفتند موضوع امام حسین و گریه بر او، ثوابش آن قدر زیاد است که از هر وسیله ای برای این کار می شود استفاده کرد. یک حرفی امروزی ها در مکتب "ماکیاول" در آورده اند که می گویند هدف، وسیله را مباح می کند؛ هدفت خوب باشد، وسیله هرچه شد، شد! گفتند ما یک هدف مقدس و منزه داریم و آن این است که گریستن بر امام حسین کار بسیار خوبی است و باید گریست. به چه وسیله بگریانیم؟ به هر وسیله که شد! هدف که مقدس است، وسیله هرچه شد، شد. اگر تعزیه در آوریم، تعزیه های اهانت آور، درست است یا نه؟ گفتند اشک جاری می شود یا نه؟ همین قدر که اشک جاری شود، اشکال ندارد! شیپور بزنیم، طبل بزنیم، معصیت کاری بکنیم، به بدن مرد، لباس زن بپوشانیم، عروسی قاسم درست کنیم، جعل کنیم، تحریف کنیم، در دستگاه امام حسین این حرف ها مانعی ندارد. دستگاه امام حسین از دستگاه دیگران جداست، در اینجا دروغ گفتن بخشیده می شود، جعل و تحریف کردید، شبیه سازی کردید، بخشیده می شوید. هر گناهی که در مراسم انجام دادید، بخشیده می شوید.

چون کتــاب روضة الشــهدا اولین کتاب به زبان فارســــی است که نوشـــته شد،مرثیه خوانها که اغلب بی سواد بودند و به کتابهای عربی مراجعه نمی کردند همین کتاب را می گرفتند و در مجالس از رو می خواندند. این است که امروزه مجالس عزاداری امام حسین را روضه خوانی می گوییم. در زمان امام حسین و حضرت صادق و امام حسن عسکری که روضه خوانی نمی گفتند و بعد در زمان سید مرتضی و خواجه نصیرالدین طوسی هم روضه خوانی نمی گفتند. از پانصد سال پیش به این طرف اسمش روضه خوانی شده، روضه خوانی یعنی خواندن کتاب روضة الشهدا، خواندن همان کتاب پر از دروغ. از وقتی که این کتاب به دست مردم افتاد، کسی تاریخ واقعی امام حسین را مطالعه نکرد.

در ده، پانزده سال پیش که به اصفهان رفته بودم، در آنجا مرد بزرگی بود، مرحوم حاج شیخ محمد حسن نجف آبادی اعلی الله مقامه، خدمت ایشان رفتم و روضه ای را که تازه در جایی شنیده بودم و تا آن وقت نشنیده بودم، برای ایشان نقل کردم. آن روضه خوان که اتفاقا تریاکی هم بود، این روضه را خواند و به قدری مردم را گریاند که حد نداشت. داستان پیرزنی را نقل می کرد که در زمان متوکل می خواست به زیارت امام حسین برود و آن وقت جلوگیری می کردند و دست ها را می بریدند تا این که قضیه را به آنجا رساند که این زن را بردند و در دریا انداختند. در همان حال این زن فریاد کرد یا ابوالفضل العباس، یا ابوالفضل العباس، هنگامی که داشت غرق می شد سواری آمد و گفت رکاب اسب مرا بگیر، رکابش را گرفت، گفت چرا دستت را دراز نمی کنی؟ گفت من دست در بدن ندارم، که مردم خیلی گریه کردند. مرحوم حاج شیخ محمد حسن تاریخچه قضیه را این طور نقل کرد. گفت یک روز در حدود بازار، حدود مدرسه صدر (قبل از ایشان بوده و ایشان از اشخاص معتبری نقل کردند) مجلس روضه ای بود که بزرگترین مجالس اصفهان بود و حتی مرحوم حاج ملا اسماعیل خواجویی که از علمای بزرگ اصفهان بود در آنجا شرکت می کرد. واعظ معروفی گفته بود که من آخرین منبری بودم. منبری های دیگر می‌آمدند و هنر خودشان را برای گریاندن مردم اعمال می کردند، هر کس می آمد روی دست دیگری می زد، بعد از منبر خود می نشست تا هنر روضه خوان بعد از خود را ببیند. این مراسم تا ظهر طول کشید. دیدم هر کس هر هنری داشت به کار برد، اشک مردم را گرفت. فکر کردم که من چه کنم؟ همان جا این قصه را جعل کردم رفتم قصه را گفتم از همه بالاتر زدم. عصر آن روز رفتم در مجلس دیگری که در چارسو بود، دیدم آن که قبل از من منبر رفته همین داستان را می گوید. کم کم در کتاب ها هم نوشتند و چاپ هم کردند! این موضوع که دستگاه حسین دستگاه جدایی است و از هر وسیله ای برای گریاندن مردم می شود استفاده کرد، این توهم و خیال و دروغ و غلط، یک عامل بزرگی برای جعل و تحریف شد!

مرحوم حاجی نوری، این مرد بزرگوار، استاد مرحوم حاج شیخ عباس قمی که حتی بر حاج شیخ عباس ترجیح داشته است، به اعتراف خود حاج شیخ عباس و دیگران، مرد فوق العاده متبحر و با تقوایی است. ایشان این مطلب را در کتاب خودشان طرح کردند، که اگر این حرف درست باشد که هدف، وسیله را مباح می کند، پس اساسا چیزی در دنیا باقی نمی ماند. من این طور می گویم: یکی از هدف های اسلامی ادخال سرور در قلب مومن است یعنی انسان کاری کند که مومنی خوشحال شود. من برای این که مومنی را خوشحال کنم، در حضور او غیبت می‌کنم چون از غیبت خیلی خوشش می آید! اگر بگویید مرتکب گناه می شوی، می گویم خیر، هدفم مقدس است، من که غیبت می کنم می خواهم او را خوشحال کنم!

مثال دیگری مرحوم حاجی نوری ذکر می کند که یک نفر مرد، زن بیگانه ای را می بوسد. بوسیدن زن نامحرم حرام است. می گوییم چرا این کار را انجام دادی؟ می گوید من ادخال سرور در قلب مومن کردم! در مورد زنا و شراب و لواط هم همین را می توان گفت. این چه غوغائیست، این چه حرف شریعت خراب کنی است؟! از هر وسیله ای استفاده کردن، برای گریاندن مردم در سوگ امام حسین جایز است؟ امام حسین شهید شد که اسلام بالا برود "و اشهد انک قد اقمت الصلوة و آتیت الزکوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و جاهدت فی الله حق جهاده" امام حسین کشته شد که سنن اسلامی، مقررات اسلامی، قوانین اسلامی زنده شود نه این که بهانه ای شود که پا روی سنن اسلامی بگذارند. امام حسین را ما به صورت (العیاذ بالله) اسلام خراب کن در آورده ایم. امام حسینی که ما در خیال خودمان درست کرده ایم اسلام خراب کن است.

حاجی نوری در کتابش نوشته است یکی از طلاب نجف اهل یزد برایم نقل کرد در جوانی سفری پیاده از راه کویر به خراسان می رفتم. در یکی از دهات نیشابور یک مسجدی بود و من چون جایی را نداشتم، در مسجد رفتم و پیشنماز مسجد آمد و نماز خواند و بعد منبر رفت. در این بین با کمال تعجب دیدم فراش مسجد مقداری سنگ آورد و تحویل پیشنماز داد. وقتی روضه را شروع کرد، دستور داد چراغ ها را خاموش کردند. چراغ ها که خاموش شد، سنگ ها را به طرف مستمعین پرتاب کرد که صدای فریاد مردم بلند شد. چراغ ها که روشن شد دیدم سرهای مردم شکسته و مجروح شده است و در حالی که اشکشان می ریخت از مسجد بیرون رفتند. رفتم نزد پیشنماز و به او گفتم این چه کاری بود که کردی؟! گفت من امتحان کردم که این مردم با هیچ روضه ای گریه نمی کنند. چون گریه کردن برای امام حسین اجر زیاد و ثواب زیادی دارد و من دیدم که راه گریاندن اینها منحصر است به این که سنگ به کله شان بزنم، از این راه اینها را می گریانم!! چون هدف وسیله را مباح می کند، هدف، گریه بر امام حسین است ولو این که یک دامن سنگ به کله مردم بزند. پس این یک عامل خصوصی در این قضیه بوده که در این جعل ها و تحریف ها دخالت داشته است.

حاجی نوری حکایت دیگری را نقل می کند که تاثر آور است. مردی رفت نزد مرحوم صاحب مقامع[3]، گفت دیشب خواب وحشتناکی دیدم. پرسید چه خوابی دیدی؟ گفت خواب دیدم با این دندان های خودم گوشت های بدن امام حسین علیه اسلام را دارم می کنَم! این مرد عالم لرزید، سرش را پایین انداخت، مدتی فکر کرد گفت شاید تو مرثیه خوان هستی، گفت بله. فرمود بعد از این یا اساسا مرثیه خوانی را ترک کن، و یا از کتاب های معتبر نقل کن. تو با این دروغ هایت گوشت بدن امام حسین را با دندان های خودت می کنی! این لطف خدا بود که در این رویا به تو نشان بدهد.

انسان وقتی که در تاریخ سیر می کند، می بیند بر سر این حادثه چه آورده اند! به خدا قسم حرف حاجی نوری حرف درستی است. می گوید امروز اگر کسی بخواهد بر امام حسین بگرید، بر این مصیبت ها باید بگرید، بر این تحریف ها و مسخ ها باید بگرید، بر این دروغ ها باید بگرید.

کتاب معروفی است به نام روضة الشهدا که نویسنده آن ملا حسین کاشفی است. اولین کتابی که در مرثیه به فارسی نوشته شده است، همین کتاب است که در پانصد سال پیش نوشته شده است. قبل از این کتاب، مردم به منابع اصلی مراجعه می کردند. شیخ مفید رضوان الله علیه، کتاب متقن ارشاد را نوشته است. ما اگر به ارشاد شیخ مفید خودمان مراجعه کنیم احتیاج به جای دیگر نداریم. از تواریخ اهل تسنن هم، طبری، ابن اثیر، یعقوبی و ابن عساکر و خوارزمی نوشته اند. من نمی دانم این بی انصاف چه کرده است. وقتی که من این کتاب را خواندم دیدم حتی اسم ها جعلی است! یعنی در اصحاب امام حسین اسم هایی را ذکر می کند که اصلا وجود نداشته، در معرفی دشمن نام هایی را می گوید که همه جعلی است. داستان ها را به شکل افسانه در آورده است.

چون کتاب روضة الشهدا اولین کتاب به زبان فارسی است که نوشته شد، مرثیه خوانها که اغلب بی سواد بودند و به کتابهای عربی مراجعه نمی کردند همین کتاب را می گرفتند و در مجالس از رو می خواندند. این است که امروزه مجالس عزاداری امام حسین را روضه خوانی می گوییم. در زمان امام حسین و حضرت صادق و امام حسن عسکری که روضه خوانی نمی گفتند و بعد در زمان سید مرتضی و خواجه نصیرالدین طوسی هم روضه خوانی نمی گفتند. از پانصد سال پیش به این طرف اسمش روضه خوانی شده، روضه خوانی یعنی خواندن کتاب روضة الشهدا، خواندن همان کتاب پر از دروغ. از وقتی که این کتاب به دست مردم افتاد، کسی تاریخ واقعی امام حسین را مطالعه نکرد.

در شصت هفتاد سال پیش مرحوم ملا آقای دربندی پیدا شد. تمام حرف های روضة الشهدا را به اضافه چیزهای دیگری پیدا کرد و همه را یک جا جمع کرد و کتابی نوشت به نام اسرار الشهاده، واقعا مطالب این کتاب انسان را وادار می کند به اسلام بگرید. حاجی نوری حکایت دیگری را نقل می کند که تاثر آور است. مردی رفت نزد مرحوم صاحب مقامع[3]، گفت دیشب خواب وحشتناکی دیدم. پرسید چه خوابی دیدی؟ گفت خواب دیدم با این دندان های خودم گوشت های بدن امام حسین علیه اسلام را دارم می کنَم! این مرد عالم لرزید، سرش را پایین انداخت، مدتی فکر کرد. گفت شاید تو مرثیه خوان هستی، گفت بله. فرمود بعد از این یا اساسا مرثیه خوانی را ترک کن، و یا از کتاب های معتبر نقل کن. تو با این دروغ هایت گوشت بدن امام حسین را با دندان های خودت می کنی! این لطف خدا بود که در این رویا به تو نشان بدهد.

اگر کسی تاریخ عاشورا را بخواند می بیند از زنده ترین و مستند ترین و از پرمنبع ترین تاریخ ها است.

مرحوم آخوند خراسانی فرموده بود آنها که به دنبال روضه نشنیده می روند، بروند روضه های راست را پیدا کنند که آنها را احدی نشنیده است، خطبه هایی که امام حسین (ع) در مکه و به طور کلی در حجاز، در کربلا، در بین راه خوانده، خطبه هایی که اصحابش خوانده اند، سوال و جواب هایی که با حضرت شده، نامه هایی که میان ایشان و دیگران مبادله شده، نامه هایی که میان خود دشمنان مبادله شده است، به علاوه اظهارات کسانی که حاضر در واقعه عاشورا بوده اند، چه از دشمن و چه از دوستان و این حادثه را نقل کرده اند، آنها را مطالعه کنند، دو، سه، چهار نفر از دوستان امام حسین بودند که اینها جان به سلامت بردند. از جمله، غلامی است به نام عقبة بن سمعان که از مکه همراه امام بود و وقایع نگار لشگر ابا عبدالله بوده است. در روز عاشورا گرفتار شد و چون گفت غلامم آزادش کردند.

مرد دیگری است به نام حمید بن مسلم که از وقایع نگارهای لشکر عمر سعد بوده است. یکی از حاضرین واقعه، شخص امام زین العابدین علیه السلام است که همه قضایا را نقل کرده اند. نقطه ابهامی در تاریخ امام حسین وجود ندارد. متاسفانه حاجی نوری یک داستان جعلی و تحریفی درباره امام زین العابدین (ع) نقل می کند که اشاره می‌کنم: می گوید در روز عاشورا وقتی که برای ابا عبدالله یاوری باقی نماند، حضرت برای خداحافظی به خیمه امام زین العابدین(ع) رفتند. حضرت امام زین العابدین(ع) فرمود: پدر جان کار شما و این مردم به کجا کشید (یعنی تا آن وقت امام زین العابدین بی خبر بوده است). فرمود پسر جان به جنگ کشید. امام زین العابدین فرمود حبیب بن مظاهر چه شد؟ فرمود قُتل. زهیربن قین چطور شد؟ قُتل. بریر بن خضیر چه طور شد؟ قُتل، هر کس از اصحاب را که اسم برد، فرمود کشته شد. بعد بنی هاشم را پرسید، قاسم بن حسن چه طور شد؟ قُتل. برادرم علی اکبر چه طور شد؟ قُتل. این، جعل است، دروغ است. امام زین العابدین که العیاذ بالله آن قدر مریض و بیهوش نبوده که نفهمد چه گذشته است. تاریخ می نویسد حتی در همان حال، امام حرکت کرد. فرمود عمه عصای مرا با یک شمشیر بیاور. یکی از کسانی که حاضر در واقعه بوده و آن را نقل کرده است، شخص امام زین العابدین علیه السلام بوده است.

پس توبه کنیم، واقعا باید توبه کنیم، به خاطر این جنایت و خیانتی که نسبت به اباعبدالله الحسین علیه السلام و اصحاب و یاران و خاندانش مرتکب می شویم، و همه افتخارات این ها را از میان می بریم. توبه کنیم و بعد، از این مکتب تربیتی استفاده کنیم.


 واقع شهادت حضرت عباس علیه السلام

چه کم و کسری در زندگی عباس بن علی آن طور که مقاتل معتبر نوشته اند وجود دارد؟ اگر نبود برای ابوالفضل مگر همین یک افتخار، با ابوالفضل کسی قبلا کاری نداشت (غیر از امام حسین با هیچ کس کاری نداشتند). امام حسین هم فرمود اینها فقط به من کار دارند و اگر مرا بکشند، به هیچ کس دیگری کار ندارند. وقتی که شمربن ذی الجوشن می خواست از کوفه به طرف کربلا حرکت کند، یکی از حضاری که در آنجا بود، به ابن زیاد اظهار کرد که بعضی از خویشاوندان مادری ما همراه حسین بن علی هستند، خواهش می کنم امان نامه ای برای آن ها بنویس. ابن زیاد هم نوشت. شمر هم در یک فاصله دور از قبیله ای بود که قبیله ام البنین با آن ها نسبت داشتند.

این پیام را در عصر تاسوعا شخص او آورد. این مرد پلید آمد کنار خیمه حسین بن علی علیه السلام فریادش را بلند کرد: "این بنوا اختنا" خواهرزادگان ما کجا هستند؟ ابوالفضل علیه السلام در حضور اباعبدالله علیه السلام نشسته بود، برادرانش همه آنجا بودند، یک کلمه جواب ندادند تا امام فرمود: "اجیبوه و ان کان فاسقا" جوابش را بدهید هر چند آدم فاسقی است. آقا که اجازه داد، جواب دادند. گفتند:" ما تقول"، چه می گویی؟ گفت مژده ای برای شما آورده ام، شما آزادید، اگر الان بروید، جان به سلامت می برید. گفتند خدا تو را لعنت کند. امیرمان را رها کنیم به موجب این که ما تامین داریم؟! در شب عاشورا، اول کسی که اعلام یاری نسبت به ابا عبدالله کرد، برادر رشیدش ابوالفضل بود. بگذریم از آن مبالغات احمقانه ای که می کنند ولی آنچه که در تاریخ مسلم است، ابوالفضل بسیار رشید، شجاع، دلیر، بلند قد و خوشرو و زیبا بود.

"و کان یدعی قمربنی هاشم" او را ماه بنی هاشم لقب داده بودند، این ها حقیقت است، البته شجاعتش را از علی (ع) به ارث برده بود. داستان مادرش حقیقت است که علی (ع) به برادرش عقیل فرمود زنی برای من انتخاب کن که "ولدتها الفحوله" یعنی از شجاعان به دنیا آمده باشد. عقیل "ام البنین" را انتخاب می کند و می گوید این همان زنی است که تو می خواهی. "لتلدلی فارسا شجاعا" دلم می خواهد از آن زن فرزند شجاع و دلیری به دنیا بیاید. تا این مقدار حقیقت است.

آرزوی علی در ابوالفضل تحقق یافت. روز عاشورا می شود، بنابر یکی از دو روایت ابوالفضل جلو می آید، عرض می کند برادر جان به من هم اجازه بفرمایید، این سینه من تنگ شده است، دیگر طاقت نمی آورم، می‌خواهم هر چه زودتر جان خودم را فدای شما کنم. من نمی دانم روی چه مصلحتی امام جواب حضرت ابوالفضل را چنین داد، خود اباعبدالله بهتر می دانست. فرمود برادرم حال که می خواهی بروی، برو بلکه بتوانی مقداری آب برای فرزندان من بیاوری. لقب «سقا»، آب آور، قبلا به حضرت ابوالفضل داده شده بود چون یک نوبت یا دو نوبت دیگر در شب های پیش ابوالفضل توانسته بود برود صف دشمن را بشکافد و برای اطفال اباعبدالله آب بیاورد. این جور نیست که سه شبانه روز آب نخورده باشند؛ نه، سه شبانه روز بود که ممنوع بودند ولی در این خلال توانستند یکی دو بار آب تهیه کنند، از جمله در شب عاشورا تهیه کردند، حتی غسل کردند، بدن های خودشان را شست و شو دادند.

فرمود چشم. ببینید چقدر منظره باشکوهی است، چقدر عظمت و شجاعت است، چقدر دلاوری و انسانیت است، چقدر شرف و معرفت است و چقدر فداکاری است؟! یک تنه خودش را به جمعیت می زند، مجموع کسانی که دور آب را گرفته بودند را چهار هزار نفر نوشته اند. وارد شریعه فرات شد، اسب را داخل آب برد، (این را همه نوشته اند) اول، مشکی را که همراه دارد پر از آب می کند، به دوش می گیرد، تشنه است، هوا گرم است، جنگیده است، همان طور که سوار است و آب تا زیر شکم اسب را فرا گرفته است، دست زیر آب می برد، مقداری آب با دو دستش تا نزدیک لب های مقدسش می آورد. آنهایی که از دور ناظر بوده اند، گفته اند که اندکی تامل کرد، بعد دیدیم آب نخورده بیرون آمد، آب ها را روی آب ریخت. کسی ندانست که چرا ابوالفضل در آنجا آب نیاشامید؟! اما وقتی که بیرون آمد رجزی خواند که مخاطب این رجز، خودش بود نه دیگران، از این رجز فهمیدند چرا آب نیاشامید.

یا نفس من بعدالحسین هونی

 

و بعده لاکنت ان

هذا حسین شارب المنونی

و تشربین بارد المعینی

هیهات ما هذا فعال دینی

و لا فعال صادق الیفر

ای نفس ابوالفضل، می خواهم بعد از حسین زنده نمانی، چند جرعه شربت مرگ می نوشد، حسین در کنار جبهه‌ها با لب تشنه ایستاده باشد و تو آب بیاشامی! پس مردانگی و شرف کجا رفت، پس مواسات و همدلی کجا رفت؟ مگر حسین امام تو نیست مگر تو ماموم او نیستی، مگر تو تابع او نیستی؟!

هذا حسین شارب المنونی

 

و تشربین باردالمعینی

 هیهات؛ هرگز دین و وفای من به من اجازه نمی دهد. ابوالفضل مسیر خود را در برگشتن عوض کرد. از داخل نخلستان ها آمد. قبلا از راه مستقیم آمده بود. چون می دانست همراه خودش امانت گرانبهایی دارد راه خود را عوض کرد و تمام همتش این بود که آب را به سلامت برساند چون امکان داشت تیری بیاید و به مشک بخورد و آب ها بریزد و نتواند به هدفش برسد. در همین حال بود که دیدند رجز ابوالفضل عوض شد. معلوم شد حادثه تازه ای پیش آمده است فریاد زد:

والله ان قطعتموا یمینی       انی احامی ابدا عن دینی     و عن امام صادق الیقینی

به خدا قسم اگر دست راست مرا ببرید من دست از دامن حسین بر نمی دارم. طولی نکشید، رجز عوض شد:

یا نفس لانخشی من الکفار   وابشری برحمه اجبار     قد قطعوا ببغیهم یساری

در این رجز فهماند که دست چپش هم بریده شده است. نوشته اند با آن هنر و فراستی که داشت، به هر زحمت بود مشک آب را چرخاند و خودش را روی آن انداخت. من نمی گویم چه حادثه ای پیش آمد چون خیلی جانسوز است. این را هم عرض کنم که ام البنین مادر حضرت ابوالفضل در حادثه کربلا زنده بود ولی در کربلا نبود، در مدینه بود. به او خبر دادند که در حادثه کربلا هر چهار پسر تو شهید شدند. این زن بزرگوار در قبرستان بقیع می آمد و برای فرزندان خودش نوحه سرایی می کرد. نوشته اند نوحه سرایی این زن آن قدر دردناک بود که هر کس می آمد گریه می کرد، حتی مروان حکم که از دشمن ترین دشمنان بود. گاهی در نوحه سرایی خود، همه فرزندانش و گاهی ارشد فرزندانش را بالخصوص یاد می کرد. ابوالفضل، هم از نظر سنی و هم از نظر کمالات روحی و جسمی ارشد فرزندانش بود. من یکی از این دو مرثیه ای را که از این زن به خاطر دارم برای شما می خوانم. این مادر داغدار در آن مرثیه های جانسوز خودش (به طور کلی عرب ها مرثیه را خیلی جانسوز می خوانند) این جور می خواند:

یا من رای العباس کرعلی جماهیر النقد

 

و وراه من ابناء حیدر کل لیث ذی لبد

انبئت ان ابنی اصیب براسه مقطوع ید

ویلی علی شبلی امال براسه ضرب العمد

لو کان سیفک فی یدیک لمادنی منه احد

ای چشم ناظر، ای چشمی که در کربلا بودی و آن مناظر را می دیدی، ای کسی که آن لحظه را تماشا کردی که شیربچه من ابوالفضل از جلو، شیر بچگان دیگر من پشت سرش بر این جماعت پست حمله برده بودند؛ برای من قضیه ای نقل کردند، نمی دانم راست است یا دروغ، گفته اند در وقتی که دست های بچه من بریده بود، عمود آهنین بر فرق فرزندان عزیز من وارد شد، آیا راست است؟! "ویلی علی شبلی امال براسه ضرب العمد" بعد می‌گوید، ابوالفضل، فرزند عزیزم، من خودم می دانم، اگر دست می داشتی مردی در جهان نبود که با تو روبرو شود. این که آن ها چنین جسارتی کردند برای این بود که دست های تو از بدن بریده شده بود.

پایگاه اطلاع رسانی چهارده منتخب

سه شنبه 1 بهمن ماه سال 1387
عبدالله بن جعفر
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 8:03 PM

نخستین نوزاد مسلمان در حبشه بود ، در ایامی که پدرش جعفر بن ابی طالب به حبشه هجرت کرده بود ، در آن کشور به دنیا آمد . مادرش اسماء بنت عمیس ، پس از شهادت جعفر طیار در جنگ موته ، به همسری ابوبکر ، سپس علی بن ابی طالب در آمد .

عبدالله بن جعفر ، مورد عنایت خاص پیامبر اکرم بود ، بویژه که پدرش سردار بزرگ شهید جبهه اسلام به شمار می رفت . همچنین مورد علاقه امیر المؤمنین بود و ارادتی شایان به امام حسن و امام حسین علیهم السلام داشت . مردی سخاوتمند و اهل جود و بخشش بود و شوهر زینب ، دختر علی علیه السلام بود .

عبدالله جعفر ، از جمله کسانی بود که به سیدالشهدا نامه نوشت و از او درخواست کرد که از سفر به عراق منصرف شود . گرچه خود در کربلا حضور نداشت ، اما دو پسرش عون و محمد ره به همراه مادرشان زینب سلام الله علیها به کربلا فرستاد و این دو فرزند ، در رکاب سالار شهیدان روز عاشورا به شهادت رسیدند .

او از اینکه نتوانسته بود در واقعه کربلا شرکت کند تأسف می خورد . پس از عاشورا و شهادت حسین بن علی علیه السلام وی در مدینه به سوگ نشست و مردم برای تسلیت گویی به نزد او می آمدند .

وی در سن 90 سالگی ، در سال 80 هجری در مدینه در گذشت و در بقیع به خاک سپرده شده است ولی برخی در گذشت او را در شام و قبر وی را در " باب الصغیر " دمشق ، کنار قبر بلال می دانند .

پایگاه اطلاع رسانی چهارده منتخب

سه شنبه 1 بهمن ماه سال 1387
عاشورا در نظر دیگران
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 8:01 PM

در این پُست تعدادی از نظرات نویسندگان و افراد مشهور مسلمان و غیر مسلمان در باب حادثه عاشورا و امام حسین علیه السلام آورده شده است :

مهاتما گاندی ( رهبر استقلال هند ) :

من زندگی امام حسین ، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد ، بایستی از سر مشق امام حسین پیروی کنند .

محمد علی جِناح ( قائد اعظم پاکستان ) :

هیچ نمونه ای از شجاعت ، بهتر از آنکه امام حسین از لحاظ فداکاری و تهوّر نشان داد در عالم پیدا نمی شود . به عقیده من تمام مسلمین باید از سر مشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربانی کرد پیروی نمایند .

چارلز دیکنز ( نویسنده معروف انگلیسی ) :

اگر منظور امام حسین جنگ در راه خواسته های دنیایی بود ، من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند ؟ پس عقل چنین حکم می کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاری خویش را انجام داد .

توماس کارلایل ( فیلسوف و مورخ انگلیسی ) :

بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم ، اینست که حسین و یاورانش ایمان استوار به خدا داشتند . آنها با عمل خود روشن کردند که تفوّق عددی در جایی که حق با باطل روبرو می شود اهمیت ندارد و پیروزی حسین با اقلیتی که داشت ، باعث شگفتی من است .

ادوارد براون ( مستشرق معروف انگلیسی ) :

آیا قلبی پیدا می شود که وقتی درباره کربلا سخن می شنود ، آغشته با حزن و اندوه نگردد ؟ حتی غیر مسلمانان نیز نمی توانند پاکی روحی را که در این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت ، انکار کند .

فردریک جمس :

درس امام حسین و هر قهرمان شهید دیگری این است که در دنیا اصول ابدی عدالت و ترحم و محبت وجود دارد که تغییر نا پذیرند و همچنین می رساند که هر گاه کسی برای این صفات مقاومت کند و بشر در راه آن پافشاری نماید ، آن اصول همیشه در دنیا باقی خواهد ماند .

ل.م. بوید :

در طی قرون ، افراد بشر همیشه جرأت و پردلی و عظمت روح ، بزرگی قلب و شهامت روانی را دوست داشته اند و در همین هاست که آزادی و عدالت هرگز به نیروی ظلم و فساد تبدیل نمی شوند . این بود عظمت امام حسین . و من مسرورم که این فداکاری عظیم را از جان و دل ثنا می گویند شرکت کرده ام ، هر چند که 1300 سال از تاریخ گذشته است .

واشنگتن ایروینگ ( مورخ مشهور آمریکایی ) :

برای امام حسین علیه السلام ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن اراده یزید نجات بخشد ، لیکن مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی داد که او یزید را  به عنوان خلافت بشناسد . او به زودی خود را برای قبول هرگونه ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیّه آماده ساخت . در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در ریگ های تفتیده عربستان – البته امام حسین علیه السلام در صحرای کربلا شهید شد ، نه در ریگ زار های عربستان - ، روح حسین فنا ناپذیر است . ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار من ، ای حسین !

توماس ماساریک :

گرچه کشیشان ما هم از ذکر مصائب حضرت مسیح مردم را متأثّر می سازند ، ولی آن شور و هیجانی که در پیروان حسین علیه السلام یافته می شود در پیروان مسیح یافته نخواهد شد ، و گویا سبب این باشد که مصائب مسیح در برابر مصائب حسین علیه السلام مانند پر کاهی است در مقابل یک کوه عظیم .

موریس دو کبری :

در مجالس عزاداری حسین گفته می شود که حسین ، برای حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگی مقام و مرتبه اسلام ، از جان و مال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار و ماجرا جویی یزید نرفت . پس بیایید ما هم شیوه او را سر مشق قرار داده ، از زیر دستی استعمار گران خلاصی یابیم و مرگ با عزّت را بر زندگی با ذلّت ترجیح دهیم .

ماربین آلمانی ( خاور شناس ) :

حسین علیه السلام با قربانی کردن عزیز ترین افراد خود و با اثبات مظلومیّت و حقانیّت خود ، به دنیا درس فداکاری و جانبازی آموخت و نام اسلام و اسلامیت را در تاریخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت . این سرباز رشید عالم اسلام به مردم دنیا نشان داد که ظلم و بیداد و ستمگری پایدار نیست و بنای ستم هرچه ظاهراً عظیم و استوار باشد ، در برابر حق و حقیقت چون پر کاهی بر باد خواهد رفت .

بنت الشاطی :

زینب ، خواهر حسین بن علی علیه السلام لذّت پیروزی را در کام ابن زیاد و بنی امبه خراب کرد و در جام پیروزی آنان قطرات زهر ریخت ، در همه حوادث سیاسی پس از عاشورا ، همچون قیام مختار و عبیدالله بن زبیر و سقوط دولت امویان و برایی حکومت عباسیان و ریشه دواندن مذهب تشیّع ، زینب قهرمان کربلا نقش برانگیزنده داشت .

لیاقت علی خان ( نخستین نخست وزیر پاکستان ) :

این روز محرم ، برای هر مسلمان سراسر جهان معنی بزرگ دارد . در این روز ، یکی از حزن آور ترین و تراژدیک ترین وقایع اسلام اتفاق افتاد ، شهادت حضرت امام حسین علیه السلام در عین حزن ، نشانه فتح نهایی روح واقعی اسلامی بود ، زیرا تسلیم کامل به اراده الهی به شمار می رفت . این درس به ما می آموزد که مشکلات و خطرها هرچه باشد ، نبایستی ما پروا کنیم و از راه حق و عدالت منحرف شویم .

جُرج جُرداق ( دانشمند و ادیب مسیحی ) :

وقتی یزید ، مردم را تشویق به قتل حسین و مأمور به خونریزی می کرد ، آنها می گفتند : چه مبلغ می دهی ؟ اما انصار حسین به او گفتند : ما با تو هستیم ، اگر هفتاد بار کشته شویم ، باز هم می خواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم .

عباس محمود عقّاد ( نویسنده و ادیب مصری ) :

جنبش حسین ، یکی از بی نظیر ترین جنبش های تاریخی است که تاکنون در زمینه دعوت های دینی یا نهضت های سیاسی پدیدار گشته است ... دولت اموی پس از این جنبش ، به قدر عمر یک انسان طبیعی دوام نکرد و از شهادت حسین تا انقراض آنان بیش از شصت و اندی سال نگذشت .

احمد محمود صبحی :

اگر چه حسین بن علی علیه السلام در میدان سیاسی یا نظامی شکست خورد ، اما تاریخ ، هرگز شکستی را سراغ ندارد که مثل خون حسین علیه السلام به نفع شکست خوردگان تمام شده باشد . خون حسین ، انقلاب پسر زبیر و خروج مختار و نهضتهای دیگر را درپی داشت ، تا آنجا که حکومت اموی ساقط شد و ندای خونخواهی حسین ، فریادی شد که آن تخت ها و حکومت ها را به لرزه در آورد .

آنطون بارا ( مسیحی ) :

اگر حسین از آن ما بود ، در هر سرزمینی برای او بیرقی بر می افراشتیم و در هر روستایی منبری بر پا می نمودیم و مردم را با نام حسین به مسیحیت فرا می خواندیم .

گیبون ( مورخ انگلیس ) :

با آنکه مدّتی از واقعه کربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نیستیم ، مع ذلک مشقّات و مشکلاتی که حضرت حسین علیه السلام تحمل نموده ، احساسات سنگین دل ترین خواننده را بر می انگیزد ، چندانکه یک نوع عطوفت و مهربانی نسبت به آن حضرت در خود می یابد .

نیکلسون ( خاور شناس معروف ) :

بنی امیّه ، سرکش و مستبد بودند ، قوانین اسلامی را نادیده انگاشتند و مسلمین را خوار نمودند ... و چون تاریخ را بررسی کنیم ، گوید : دین بر ضد فرمان فرمایی تشریفاتی قیام کرد و حکومت دینی در مقابل امپراتوری ایستادگی نمود . بنابراین ، تاریخ از روی انصاف حکم می کند که خون حسین علیه السلام به گردن بنی امیه است .

سِر پِرسی سایکس ( خاور شناس انگلیسی ) :

حقیقتاً آن شجاعت و دلاوری که این عدّه قلیل از خود بروز دادند ، به درجه ای بوده است که در تمام این قرون متمادی هر کسی که آن را شنید ، بی اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود . این یک مشت مردم دلیر غیرتمند ، مانند مدافعان ترموپیل ، نامی بلند غیر قابل زوال برای خود تا ابد باقی گذاشتند .

تا ملاس توندون ( هندو ، رئیس سابق کنگره ملّی هندوستان ) :

این فداکاریهای عالی از قبیل شهادت امام حسین علیه السلام ، سطح فکر بشریت را ارتقا بخشیده است و خاطره آن شایسته است همیشه باقی بماند و یادآوری شود .

محمد زُغلول پاشا ( در مصر ، در تکیه ایرانیان ) :

حسین علیه السلام در این کار ، به واجب دینی و سیاسی خود قیام کرده و اینگونه مجالس عزاداری ، روح شهامت را در مردم پرورش می دهد و مایه قوّت اراده آنها در راه حق و حقیقت می گردد .

عبدالرحمن شرقاوی ( نویسنده مصری ) :

 حسین علیه السلام ، شهید راه دین و آزادگی است . نه تنها شیعه باید به نام حسین ببالد ، بلکه تمام آزادمردان دنیا باید به این نام شریف افتخار کنند .

طه حسین ( دانشمند و ادیب مصری ) :

حسین علیه السلام برای به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد و دنبال کردن از جایی که پدرش ( وقتی شهید شد ) رها کرده بود ، در آتش شوق می سوخت . او زبان را درباره معاویه و عمّالش آزاد کرد ، تا به حدّی که معاویه تهدیدش نمود . امّا حسین ، حزب خود را توصیه کرد که در طرفداری از حق سختگیر باشند .

عبدالحمید جَودة السحار ( نویسنده مصری ) :

حسین علیه السلام نمی توانست با یزید بیعت کند و به حکومت او تن در دهد ، زیرا در آن صورت ، بر فسق و فجور ، صحّه می گذاشت و ارکان ظلم و طغیان را محکم می کرد و بر فرمانروایی باطل تمکین می نمود . امام حسین به این کارها راضی نمی شد ، گرچه اهل وعیالش به اسارت افتند و خود و یارانش کشته شوند .

علامه طنطاوی ( دانشمند و فیلسوف مصری ) :

( داستان حسینی ) عشق آزادگان را به فداکاری در راه خدا بر می انگیزد و استقبال مرگ را بهترین آرزوها به شمار می آورد ، چندانکه برای شتاب به قربانگاه ، بر یکدیگر پیشی جویند .

العبیدی ( مفتی موصل ) :

فاجعه کربلا در تاریخ بشر نادره ای است ، همچنان که مسببین آن نیز نادره اند ... حسین بن علی علیه السلام سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پیامبر اکرم وظیفه خویش دید و از اقدام به آن تسامحی نورزید . هستی خود را در آن قربامگاه بزرگ فدا کرد و بدین سبب نزد پروردگار ، سرور شهیدان محسوب شد و در تاریخ ایّام ، پیشوای اصلاح طلبان به شمار رفت . آری ، به آنچه خواسته بود و بلکه برتر از آن ، کامیاب گردید .

یکشنبه 15 دی ماه سال 1387
محرم وعاشورادرآیینه هنروگرافیک
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 6:02 PM

نکته یکشنبه15 دی ماه:

چنانچه نیک اندیش باشید خیر و خوشی به دنبالش خواهد آمد

 

 

شنبه 14 دی ماه سال 1387
اس ام اس های ویژه ماه محرم
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 2:41 PM

بر گوش جانم می سرد آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله


منم نواده ی هاجر که پیش چشم ترم
به مذبح آمده این بار هر دو تا پسرم


دو تا کبوتر من قابل ضریح تو نیست
اگر به خاک می افتند هم فدای حرم



السلام علیک یا أباعبدالله
وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا
سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار
ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین
وعلى علی بن الحسین
وعلى أولاد الحسین
وعلى أصحاب الحسین


چشمی که در بهشت تو گریان نمی شود
باید حواله داد به دست جهنمش

هر که غمت را خرید، عشرت عالم فروخت
با خبران غمت بی خبر از عالمند

گشت چو در کربلا، رایت عشقت بلند
خیل ملک در رکوع پیش لوایت خمند







بر من لباس نوکری‌ام را کفن کنید
نوکر بهشت هم برود باز نوکر است



به یاد داغ بانو، دلشکسته
محرم می روم دنبال دسته




دوباره شعرهای محتشم وار
نوشته می شود بر روی دیوار

 

شنبه 7 دی ماه سال 1387
محرم آمد.....
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 5:25 PM

  [تصویر: nmyyrq.jpg]

سِرّ نی در نینوا می ‌ماند اگر زینب نبود ::::: کربلا در کربلا می ‌ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ::: پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود

چشمه ی فریاد مظلومیّتِ لب تشنگان :::::در کویر تفته جا می ‌ماند اگر زینب نبود

زخمهء زخمی ‌ترین فریاد در چنگ سکوت ::::از طراز نغمه وا می ‌ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ:::در گلوی چشمها می ‌ماند اگر زینب نبود

ذوالجناح دادخواهی بی ‌سوار و بی ‌لگام::::در بیابان ها رها می ‌ماند اگر زینب نبود

در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب ::::: پشت کوه فتنه جا می ‌ماند اگر زینب نبود

یکشنبه 1 دی ماه سال 1387
روزشمارمحرم
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 6:36 PM

ای ماه خون بار دیگر از راه می رسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلاله های سرخ را به گوش جان می رسانی , دوباره سکوت تاریخ را درهم می شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره ها آزاد می کنی.
بانگ چاووش کاروانت به گوش می رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا می خواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست می کند.
سلام بر محرم الحرام، ماه آغازین سال هجری قمری
محرم راز دل بلاجویان و حرم مصفای اهل دل است، محرم نقطه پرگار اهل ولایت ، محرم کتاب خون و شهادت، شور و شعور و کتاب عشق و شکوه شقایق شیدایی و کتاب غلبه نور بر ظلمت و جهل و نادانی است.



محرم ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی، ماه ظلم ستیزی و مبارزه با تبعیض و ذلت است.

محرم ماه امر به معروف و نهی از منکر و جمیع منکرات است.

سلام بر حسین سید و سالار شهیدان ، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا و سلام بر حسین نور دیده بندگان خدا ، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید، عطیه بزرگ سرمدی و راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت و هدف.

سلام بر حسین که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت.

سلام بر حسین سالار همه ناشران عقیده و جهاد و سلام برحسین سرو بلند و آزادی و معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است.

حسین " ع " عاشورا را آفرید و عاشورا حسینیان زمانه را، حسین خود را در بلا افکند تا ولا و ولایت به معنا بنشیند «البلاء للولا» با خون حسین تفسیر شد و مسجدالاقصی و کعبه هدی با خون حسین بقا یافت.

حسین " ع " چون کتابی بی شیرازه، جسمش را به دم تیغ جباران سپرد تا شیرازه قرآن را مستحکم گرداند.

حسین " ع " با خون خود عدالت، مظلومیت و عبودیت را عاشقانه تعبیر کرد.

حسین " ع " همه را به تلاش و مبارزه برای دستیابی به حقیقت زندگی فرا خواند, چرا که پیام کربلا و عاشورا پیام حریت، عدالت، عزت و سرافرازی است و نباید این اهداف بزرگ در مکتب حسین فراموش شود.

اگر این اهداف نادیده گرفته شود فلسفه عزاداری و به تبع آن راه حسین(ع) فراموش خواهد شد.

حسین بر ما آموخت که چگونه، عقیده را پاس بداریم.

او راه جاودانگی معنوی و مردی را از راه درست و اصولی ترسیم کرد.

پس بر او سلام باد.

اکنون آغاز سال 1428 هجری قمری را پیش رو داریم، سال قمری با هجرت پر برکت رسول اکرم معنا یافت و مبدأ تاریخ اسلام شد اگر پیامبر در مکه می ماند چیزی از اسلام باقی نمی ماند، ولی سال قمری که با هجرت پیامبر مکرم اسلام متبرک شده بود، در سال 61 پس از هجرت به خون عزیزان و خاندان رسول اکرم (ص) رنگ شد و از آن پس سال قمری برای مسلمان راستین جز با اندوهی جانکاه آغاز نگشته است؛ تا کی باشد که خونخواه این خون "ثارالله" بپا خیزد و جهانی را به عدل بیاراید.

امام حسین (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه به دنیا آمد.

رسول خدا (ع) نام این فرزند زهرا سلام الله علیها را حسین نهاد وی مورد علاقه شدید پیامبر خدا(ص) بود و آن حضرت دربارة او فرمود: «حسین منی و انا من حسین....» و در آغوش پیامبر بزرگ شد.

امام حسین " ع "هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود در دوران پدرش علی بن ابی طالب (ع) نیز از موقعیت والایی برخوردار بود، علم، بخشش، بزرگواری، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگیری از بینوایان، عفو و حلم و .... از صفات برجسته این حجت الهی بود.

در دوران خلافت پدرش در کنار آن حضرت بود و در سه جنگ «جمل»، «صفین» و «نهروان» شرکت داشت.

پس از شهادت پدرش که امامت به حسن بن علی (ع) رسید همچون سربازی مطیع رهبر و مولای خویش و همراه برادر بود پس از انعقاد پیمان صلح " صلح امام حسن (ع) با معاویه حاکم شام " با برادرش و بقیه اهل بیت (ع) از کوفه به مدینه آمدند.

با شهادت امام مجتبی (ع) در سال 49 یا 50 هجری (که به دست همسرش جعده، دختر اشعث بن قیس الکندی مسموم شد و پس از چهل روز به شهادت رسید ) بار امامت به دوش سیدالشهدا قرار گرفت.

در آن دوران 10 ساله که معاویه بر حکومت مسلط بود، امام حسین (ع) همواره یکی از معترضین سرسخت سیاستهای معاویه و دستگیریها و قتلهای او بود و نامه های متعددی در انتقاد از رویه معاویه در کشتن حجربن عدی و یارانش و عمروبن حمق خزاعی که از وفاداران به علی (ع) بودند و اعمال ناپسند دیگر او نوشت.

در این حال حسین بن علی (ع) یکی از محورهای وحدت شیعه و از چهره های برجسته و شاخصی بود که مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموی (حکومتی که از سال 41 هجری با معاویه اولین خلیفه اموی شروع می شود و تا سال 132 هجری ادامه می یابد) از نفوذ شخصیت او بیم داشت با مرگ معاویه در سال 60 هجری یزید به والی مدینه نوشت که از امام حسین (ع) به نفع او بیعت بگیرد اما سیدالشهداء که فساد یزید و بی لیاقتی او را می دانست، از بیعت امتناع کرد و برای نجات اسلام از بلیه سلطه یزید که به زوال و محو دین می انجامید، راه مبارزه را پیش گرفت از مدینه به مکه هجرت کرد و در پی نامه نگاریهای کوفیان و شیعیان عراق با آن حضرت و دعوت برای آمدن به کوفه آن امام ابتدا مسلم بن عقیل را فرستاد و نامه هایی برای شیعیان کوفه و بصره نوشت و با دریافت پاسخ کوفیان در بیعتشان با مسلم بن عقیل در روز هشتم ذیحجه سال 60 هجری از مکه به سوی عراق حرکت کرد.

پیمان شکنی کوفیان و شهادت مسلم بن عقیل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سیدالشهدا که همراه خانواده، فرزندان و یاران به سوی کوفه می رفت، پیش از رسیدن به کوفه در سرزمین «کربلا» در محاصره سپاه کوفه قرار گرفت.

تسلیم نیروهای یزید نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمین، مظلومانه و تشنه کام، همراه اصحابش به شهادت رسید.

از آن پس کربلا کانون الهام و عاشورا سرچشمه قیام و آزادگی شد و کشته شدن وی سبب زنده شدن اسلام و بیدار شدن وجدانهای خفته گردید.

خون او تفسیراین اسرار کرد

ملت خوابیده را بیدار کرد

اصحاب شهادت طلب و با وفای سیدالشهداء‌(ع) نمونه بارز آگاهی، ایمان، شجاعت و فداکاری بودند .

آنان که در رکاب سیدالشهداء به فیض شهادت رسیدند جمعی از بنی هاشم بودند , جمعی از مدینه با آن حضرت آمده بودند، ‌برخی در مکه در طول راه به وی پیوستند , برخی هم از کوفه توانستند به جمع آن حماسه سازان شهید بپیوندند.

کسانی هم در راه نهضت حسینی، پیش از عاشورا شهید شدند،‌که آنان نیز جزء اصحاب او به شمار می آیند. (چون مسلم بن عقیل و قیس بن مسهر صیداوی و ...)

ـ مدت قیام امام حسین (ع) از روز امتناع از بیعت با یزید تا روز عاشورا 175 روز طول کشید (12 روز در مدینه، 4 ماه 10 روز در مکه، 23 روز در بین راه مکه تا کربلا و 8 روز در کربلا از 2 تا 10 محرم)

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا، هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت جاویدان می دانند.

روز اول محرم : مسلم ابن عقیل علیه السلام

روز دوم محرم : ورود کاروان به کربلا ( ورودیه )

روز سوم محرم : حضرت رقیه علیها السلام

روز چهارم محرم : حضرت حر و اصحاب علیهم السلام - طفلان زینب علیهما السلام

روز پنجم محرم : اصحاب و عبدالله ابن الحسن علیهم السلام

روز ششم محرم : حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام

روز هفتم محرم : روضه عطش و علی اصغر علیه السلام

روز هشتم محرم : حضرت علی اکبر علیه السلام

روز نهم محرم : روز تاسوعا - حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

روز دهم محرم : روز عاشورا - حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام - حضرت زینب علیها السلام و شام غریبان

روز یازدهم محرم : حرکت کاروان از کربلا

یکشنبه 1 دی ماه سال 1387
جدید ترین مقالات آسمونی
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 6:34 PM
یکشنبه 1 دی ماه سال 1387
بدون شرح...
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 6:32 PM

hosi menimenihostny.GIF

یکشنبه 1 دی ماه سال 1387
محرم درکشورهای اسلامی دیگر
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 6:32 PM

بی‌تردید یکی از مهم‌ترین وقایع تاریخ اسلام، عاشوراست که پس از گذشت یکهزار و ۴۰۰ سال هنوز به عنوان حماسه‌ای جاوید مطرح است و در صفحات حجیم تاریخ بشر به بوته فراموشی سپرده نشده است. و نوشتن و سخن گفتن در مورد این حماسه عظیم همچنان برای نویسندگان، سخنرانان و رهبران نهضت‌های اسلامی در جمله پرمعنای «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» تجلی یافته است.
در همین زمینه نحوه عزاداری و بزرگداشت این حماسه ماندگار تاریخ را در برخی کشورها مرور کرده‌ایم که در ادامه از نظرتان می‌گذرد.
• محرم در رومانی
رومانی یکی از کشورهای اروپایی است که مدتی تحت سلطه پادشاه عثمانی قرار داشت و از آن زمان جمعیتی از مسلمانان در این کشور زندگی می‌کنند و در میان آنان شیعیان ایرانی، لبنانی، پاکستانی و عراقی هستند که از ششم محرم هر سال مراسم سخنرانی و مداحی را در مدرسه‌ای برگزار می‌کنند و از مبلغان و مداحان ایرانی جهت انجام برنامه‌های مذهبی دعوت به عمل ‌می‌آورند.
• عاشورا در آلمان
با پایان یافتن جنگ جهانی اول، گروهی از سربازان و افسران مسلمان ارتش‌های درگیر در آلمان باقی ماندند، همچنین پس از جنگ دوم جهانی نیز حدود ۵هزار مسلمان از مناطق مسلمان‌نشین روسیه به این کشور مهاجرت کردند و بنابر منابع آماری کشور آلمان، در حال حاضر بیشتر مسلمانان در شهرهای فرانکفورت، مونیخ، آخن، هانوفر و هامبورگ زندگی می‌کنند.
در شهر هامبورگ حدود ۱۵هزار ایرانی زندگی می‌کنند و محل عبادت آنها مسجدی در کنار دریاچه «استر» است. ساخت این مسجد در سال ۱۳۳۲ شمسی بنا به تقاضای جمعی از شیعیان ایرانی مقیم هامبورگ به دستور آیت‌الله بروجردی آغاز شد و در سال ۱۳۳۸ به پایان رسید و بعدها این مسجد به مرکز اسلامی هامبورگ معروف شد.
برنامه‌های عزاداری در مسجدهای هامبورگ در ایام و لیالی محرم به ویژه تاسوعا و عاشورا با تلاوت قرآن و سپس سخنرانی آغاز و با سینه‌زنی به پایان می‌رسد. شیعیان ایرانی، پاکستانی و افغانی بیشترین عزاداران را تشکیل می‌دهند.
برخی از آنان از شهرهای اطراف آلمان – که تا ۴۰۰ کیلومتر با مرکز اسلامی هامبورگ فاصله دارد- در مراسم شرکت می‌کنند و تا صبح در آنجا به عزاداری می‌پردازند. در این مرکز، روز عاشورا بعد از قرائت زیارت عاشورا و عزاداری، از جمعیتی قریب به ۲هزار نفر پذیرایی می‌شود.
• عزاداری در کلمبیا
در کشور کلمبیا، شیعیان نسبت به جامعه اهل سنت در اقلیت هستند، اما فعالیت‌های مذهبی غالبا به ابتکار آنها و با شرکت موثر آنان در مراسم‌های مذهبی صورت می‌گیرد. مراسم عزاداری ماه محرم به صورت سنتی اجرا می‌شود.
از طرفی شیعیان در این کشور فاقد حسینیه و یا فاطمیه هستند، ولی با امکانات محدود، عزاداری باشکوهی برگزار می‌کنند، البته تنها مکان تجمع مسلمانان، مسجد شهر مایکائو است.
• محرم در بلژیک
در کشور اروپایی بلژیک، مراسم عاشورا به صورت کاملاً طبیعی و بدون خرافه اجرا می‌شود. برخی از شیعیان بلژیک در «مسجد الرضا» و برخی دیگر با «اجاره مکان‌های مختلف تحت عنوان حسینیه» گردهم می‌آیند و به سینه‌زنی و نوحه‌خوانی می‌پردازند.
به طور کلی فرهنگ عاشورا و گرامیداشت آن در بین شیعیان بلژیک، روح تازه‌ای دمیده و خصوصاً در سال‌های اخیر عزاداری آنها به سبک عزاداری و نوحه‌سرایی اعراب ایرانی‌الاصل است.
• عزاداری در کانادا
مسلمانان مقیم کشور کانادا قریب به ۳۰۰ هزار نفر هستند که حدود یک سوم آنها را شیعیان تشکیل می‌دهند. برگزاری مراسم دهه محرم و عاشورا از جمله نمودهای فرهنگی شیعه است. شاخص‌ترین ویژگی مراسم عزاداری در بین جامعه شیعیان مقیم کانادا، تشکیل مجالس سخنرانی است.
آنها با دعوت از روحانیون از کشورهای عراق، لبنان، هند، پاکستان و ایران از آنها استفاده می‌کنند. سخنرانان این محافل، بیشتر به وجهه تاریخی و علمی عاشورا و محرم و نهضت کربلا می‌پردازند. اجرای مراسم عزاداری شیعیان در مکان‌های استیجاری سرپوشیده که به عنوان حسینیه است، توأم با سینه‌زنی و زنجیرزنی است.
در سال ۹۳ میلادی برخی از شیعیان در شهر «تورنتو» برای مطرح کردن شیعه به عنوان یک جمعیت قابل توجه در آن کشور، اقدام به برگزاری راهپیمایی به صورت دسته‌های عزاداری کردند که این موضوع در مطبوعات کانادا نیز منعکس شد. این گروه از شیعیان به صورت کاملاً سنتی به عزاداری ماه محرم می‌پردازند و در پایان مراسم نیز، پرچمی را به یاد امام حسین(ع) در برابر شهرداری تورنتو به اهتزاز درمی‌آورند.
از دیگر اقدامات شیعیان کانادا، تهیه و نصب پوسترهایی در معرفی امام حسین(ع) و قیام عاشورا در وسایل نقلیه عمومی است. همچنین شیعیان پاکستانی در «اتاوا» در مسجد اهل تسنن این شهر مراسمی به نام «Hissain Day» برگزار می‌کنند و از استادان دانشگاه کانادا و آمریکا دعوت به عمل می‌آورند تا به بررسی قیام عاشورا بپردازند.
• عزاداری در یونان
در شمال کشور یونان، ۱۳۰‌هزار مسلمان زندگی می‌کنند که اکثریت دارای نژاد ترک هستند. در این کشور پادشاهی، اجازه ساخت مسجد و حسینیه جدید داده نمی‌شود، لذا مراسم عاشورا به وسیله شیعیان پاکستانی در منازلشان و توسط سفارت ایران در محل سفارتخانه برگزار می‌شود.
• عاشورا در دانمارک
در کشور پادشاهی دانمارک، حدود ۴۰ هزار شیعه زندگی می‌کنند که پس از سال ۱۹۷۴ از کشورهای ایران، عراق، لبنان، پاکستان و افغانستان به این شبه‌جزیره مهاجرت کرده‌اند.
این کشور برخلاف کشورهای دیگر، تشویق‌کننده مؤسسان مراکز فرهنگی است و ۷۰ درصد هزینه احداث مدرسه، کتابخانه، مراکز آموزشی، مسجد و حسینیه را می‌پردازد که از جمله مراکز مذهبی این کشور، دارالحسین، مؤسسه دارالحسین، حسینیه ایرانیان، حسینیه شهید صدر، مرکز فرهنگی لبنانی‌ها، حسینیه مرکز جعفری، حسینیه مصلی‌الایمان، حسینیه شیرازی و حسینیه افاغنه هستند که مسلمانان در این اماکن مذهبی به اقامه عزاداری و تجمع مذهبی می‌پردازند.
• عزاداری در پرتغال
مسلمانان در کشور پرتغال در انجام فرایض دینی خود آزادند و شیعیان همه ساله مراسم تاسوعا و عاشورا و شام غریبان را در محل محفل شیعیان امام زمان(عج) در شهر «آلمادا» واقع در «لیسبون» برگزار می‌کنند. در این مراسم پس از مداحی، سینه‌زنی، نوحه‌خوانی و سخنرانی، نماز جماعت برگزار می‌شود و در پایان، حاضران اطعام می‌شوند.
• محرم و عاشورا در انگلیس
در کشور انگلستان، حسینیه «امام حسین(ع)» به عنوان تنها مرکز محل تجمع مسلمانان به شمار می‌رود که شیعیان به عزاداری سید و سالارشهیدان در ماه محرم می‌پردازند.
مرحوم دکتر کلیم صدیقی- رئیس سابق پارلمان مسلمانان انگلیس- با الهام از قیام عاشورا می‌گوید: «در نزد اهل تشیع، نخستین گام موثر در جهت صحیح در همان اوایل تاریخ اسلام برداشته شد و در قالب رد و نفی هر گونه سازشی با نظام‌های موجود متجلی شد و ریشه‌های آن به رد حاکمیت یزید از سوی امام حسین(ع) و متعاقب آن شهادت ایشان در کربلا برمی‌گردد.
• محرم در هند
بزرگ‌ترین جمعیت تشیع در جهان در شبه‌ قاره هند و پاکستان است. شیعیان هند در ماه محرم، مراسم باعظمتی را برگزار می‌کنند. در این مراسم به سخنرانی و بیان وقایع کربلا و سینه‌زنی پرداخته می‌شود. آنان علم‌هایی که معروف به بیرق حضرت ابوالفضل(ع) است در اماکن متبرکه خود به نام «امام باره» نگهداری می‌کنند و در روز عاشورا، طی مراسمی دسته‌جمعی بیرون می‌آورند.
شور مصیبت امام حسین(ع) تاثیر فراوانی بر زنان آن دیار باقی می‌گذارد به طوری که النگوهای خود را می‌شکنند، سر خود را شانه نمی‌کنند، جواهرات بر خویشتن نمی‌آویزند و از پوشیدنی‌هایی به رنگ روشن خودداری می‌کنند. در برخی از شهرهای هندوستان مثل شهر «لکنهو» بناهای مختلفی وجود دارد که مربوط به پیشوایان شیعه به خصوص شهدای کربلاست و به شکل‌ها و اندازه‌های مختلف ساخته‌اند.
آنان در مراسم عزاداری با کوبیدن بر سینه‌هایشان و زدن زنجیرهای تیغ‌دار بر پشت و سینه‌های برهنه خود و عبور از روی زغال گداخته، مجالس عزا را برگزار می‌کنند. همچنین در خانه‌های شیعیان به تعداد افراد خانواده، ماکت‌هایی شبیه حرم مطهر ائمه اطهار وجود دارد و آنان با روشن کردن شمع یا عود در کنار آنها حماسه کربلا را در قلب‌هایشان زنده نگه می‌دارند. علاوه بر این در هر خانه‌ای فرش عزا گسترده می‌شود و میز و صندلی و تخت و مبلمان کنار می‌رود.
• عزاداری در پاکستان
در کشور پاکستان، مسلمانان با تأسی از قیام عاشورا در ایام محرم و عاشورا به عزاداری می‌پردازند و «امام باره‌ها» و «ذوالجناح‌ها»- که نقش عمده‌ای در فرهنگ عزاداری عاشورای پاکستان دارند- فعال می‌شوند. دولتمردان پاکستان با ایجاد فضایی امن در کشور، پیام‌های تسلیتی به مناسبت شهادت امام حسین(ع) و یاران باوفایش صادر می‌کنند.
آنان در دهه اول محرم یاد شهدای کربلا را گرامی می‌دارند و به مراسم قرآن‌خوانی، سینه‌زنی و عزاداری می‌پردازند. در روز تاسوعا و عاشورا، سراسر این کشور تعطیل است و مردم پاکستان فرصت مناسبی برای شرکت در مراسم عزاداری دارند.
رادیو و تلویزیون پاکستان روزهای محرم – به ویژه تاسوعا و عاشورا- برنامه‌های عادی خود را قطع و یکسره برنامه‌های مخصوص مراسم عزاداری و اخبار این ایام را پخش می‌کنند.
• عاشورا در تونس
مردم تونس در ایام محرم از هرگونه مراسم شادی مانند جشن عروسی و ختنه‌کنان خودداری می‌کنند. آنان در صبح روز عاشورا به قبرستان‌ها می‌روند و معتقدند که همه ارواح در روز عاشورا کنار قبر خود حضور پیدا می‌کنند و منتظر دیدار بستگان زنده خود هستند.
مردم تونس در روز تاسوعا و عاشورا، تاکید بر خوردن گوشت مرغ و غذایی شبیه ماکارونی دارند. آنان شب عاشورا با آتش زدن علف‌های خشک و شعله‌ور کردن آنها که به «اجیجه» شهرت دارد، گلوله‌هایی شلیک می‌کنند و بر این اعتقادند که این عمل موجب شادمانی اطفال کربلا می‌شود.

مهدی شریعتمداری _ نماینده انجمن دوستداران ایران در هند

یکشنبه 1 دی ماه سال 1387
محرم وعاشورادرکلام پیرجماران(ره)
نوشته شده توسط محمدمهرافروز در ساعت 6:30 PM

محرم و عاشورا

* محرم ماهی است که عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قیام کرده ، و به اثبات رسانده است که در طول تاریخ ، همیشه حق بر باطل پیروز شده است.


* محرم ماهی است که به وسیله سید مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شده ،  و از توطئه عناصر فاسد و رژیم بنی امیه،  که اسلام را تا  لب پرتگاه برده بودند ، رهایی بخشید.


* این خون سید الشهدا است که خونهای همه ملت های اسلامی را به جوش می آورد .

* ماه محرم برای مذهب تشیّع ماهی است که پیروزی، در متن فداکاری و خون به دست آمده است.


* محرم ماه نهضت بزرگ سید شهیدان و سرور اولیای خداست، که با قیام خود در مقابل طاغوت، تعلیم سازندگی و کوبندگی به بشر داد، وراه فنای ظالم و شکستن ستمکار را به فدایی دادن و فدایی شدن  دانست. واین خود سرلوحۀ تعلیمات اسلام است برای ملتها تا آخر دهر.


* با حلول ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد.ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد.ماهی که قدرت حق، باطل را تا ابد محکوم ‍«و داغ باطله » بر جبهه ستمکاران و حکومتهای شیطانی زد. ماهی که به نسل ها در طول تاریخ ، راه پیروزی بر سر نیزه را آموخت.ماهی که شکست ابر قدرتها را در مقابل کلمه حق، به ثبت رساند.ماهی که امام مسلمین ، راه مبارزه با ستمکاران تاریخ را به ما آموخت.


* سید الشهدا را کشتند، اسلام ترقی اش بیشتر شد.


* سیدالشهدا _سلام الله علیه_ با همه اصحاب و عشیره اش قتل عام شدند،لکن مکتبشان را جلو بردند.


* شهادت حضرت سیدالشهدا مکتب را زنده کرد .


* زنده نگه داشتن عاشورا ، یک مسأله بسیار مهم سیاسی _ عبادی است.


* انقلاب اسلامی ایران ، پرتویی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است.


* کربلا کاخ ستمگری را با خون در هم کوبید ، و کربلای ما کاخ سلطنت شیطانی را فرو ریخت.


* کربلا را زنده نگه دارید و نام مبارک حضرت سید الشهدا را زنده نگه دارید ، که با زنده  بودن او اسلام زنده  نگه داشته می شود.


* مسأله کربلا ، که خودش در رأس مسائل سیاسی هست ، باید زنده بماند.


* ملت بزرگ ما باید خاطره عاشورا را، با موازین اسلامی ، هر چه شکوهمندتر حفظ نماید.


* این محرم را زند ه نگه دارید؛ ما هر چه داریم از این محرم است.


* محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.


* تمام این وحدت کلمه ای که مبدأ پیروزی ما شد ، برای خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگواری و این  مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد.


* مجالس بزرگداشت سید مظلومان و سرور آزادگان ، که مجالس غلبه سپاه عقل بر جهل،و عدل بر ظلم، وامانت بر خیانت، و حکومت اسلامی بر حکومت طاغوت است ، هر چه با شکوه تر و فشرده تر بر پا شود ، و بیرق های خونین عاشورا به علامت حلول روز انتقام مظلوم و ظالم ، هر چه بیشتر افراشته شود.

 

* ماه محرم ماهی است که مردم آماده اند برای شنیدن مطالب حق.


* گریه کردن بر عزای امام حسین ، زنده نگه داشتن نهضت ، و زنده نگه داشتن همین معنا که یک جمعیت کمی در مقابل یک امپراطوری بزرگ ایستاد ، دستور است.


* باید سینه زدن هم محتوا داشته باشد.


* عاشورا روز عزای عمومی ملت مظلوم است ، روز حماسه و تولد جدید اسلام و مسلمانان است.